پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

292

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

اين جنگ بزرگ كه رويداد جايگاه آن نه آربلا « 1 » بوده چنان كه بسيارى از مؤلفان نگاشته‌اند بلكه جاى ديگرى به نام گايوگاملا « 2 » بوده كه معنى آن در زبان خود ايشان « خانه شتر » مىباشد . « 3 » زيرا يكى از پادشاهان باستان ايران به دستيارى شتر تندروى از گزند دشمنان كه او را دنبال مىكردند رها شده بوده اين است كه به نام قدردانى اين زمين را جايگاه آن شتر مىگرداند و پاره‌اى آباديها را در آن نزديكى وقف نگاهدارى آن چهارپا مىكند . به‌هرحال در ماه بوئيدروميون « 4 » نزديك به آغاز جنگ موسترييس « 5 » كه مردم آتن دارند شبى ماه گرفت و در شب يازدهم پس از آن حادثه بود كه دو لشكر ايران و ماكدونى در آن بيابان با يكديگر روبه‌رو ايستادند . در اين شب داريوش لشكر خود را آراسته نگاهداشته به دستيارى مشعلها به نگريستن آنها پرداخت . از آن سوى الكساندر چون سپاهيان او به خواب رفتند خود او در پيشروى چادر به همراهى كاهنش اريستاندير به يك رشته پرسشهاى نهانى پرداخته قربانيها به نام خداى فيار « 6 » نمود . در اين هنگام سركردگان او به ويژه پارمنيو چون مىديدند كه سراسر آن بيابان را از كوه نيفاتيس « 7 » تا كوه كوردوآيان « 8 » ايرانيان فرا گرفته‌اند و از هر سوى روشنايى آتشها و مشعلهاى آنان نمايان است و هياهوى آنان از دور هم‌چون غرش درياى دورى به گوش مىرسد از اين باره سخت سراسيمه گرديده با يكديگر به گفتگو برخاسته همگى بر آن شدند كه جنگ ايشان با اين همه سپاه انبوه در روشنايى روز سخت بيمناك و ناپسند مىباشد و اين بود نزد الكساندر آمده از او درخواست نمودند كه همان شبانه جنگ آغاز كرده بارى در سايه تاريكى شب خود را از گزند آن سپاه بيكران نگاهدارند . الكساندر در پاسخ ايشان چنين گفت : من نمىخواهم فيروزى را با دزدى به دست بياوردم .

--> ( 1 ) . Arbela اربيل كنونى ( 2 ) . Gaugamela ( 3 ) . اين گفته‌ها گويا درست نباشد اگرچه جزو نخست كلمه با فارسى بودن تناسب دارد ولى جزو دوم مىرساند كه كلمه عربى يا ارامى باشد . ( 4 ) . Boedromion ( 5 ) . Mysteries ( 6 ) . Fear ( 7 ) . Niphates ( 8 ) . Gordysean